+
نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 9:10 توسط فرشاد
|
باید جهان را تازه دید رفت وبه فرداها رسید
برای یه آغازنو نباید انتظار کشید
به اعتماد دست هم باید گرفت ازنوقلم
دوباره خط زدو نوشت از ابتدا قدم قدم
اینک زمان پیوستن فعالانه ی اراده های خواهان تغییر به یکدیگر است
و ما اینک که به میدان انتخابات ریاست جمهوری آمده ایم و خود را در
برابر رای های شما قرار داده ایم ، دعوت می کنیم از شما و خوشحال
می شویم تا با دلیل های خودتان به ستاد انتخاباتی کروبی منطقه ۵ تهران
بپیوندید و یاریگر ما در تحقق اهداف و برنامه ها برای انتخابات
ریاست جمهوری باشید
شما
می توانید با
در
اختیار
گذاشتن ایمیل و یا شماره تلفن خود
,
این امکان را
به من بدهید تا بتوانم بطور مستقیم
با شما ارتباط برقرار کنم
+
نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 14:13 توسط فرشاد
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 8:57 توسط فرشاد
|
من
مهدی کروبی
هستم و دوست
دارم حال که
نامزد دهمین
دوره انتخابات
ریاست
جمهوری
ایران شده ام از
طریق این
رسانه با
شخص شما صحبت
کنم و نظر شما
را درباره
کار خودم
بدانم . بعید
می دانم خبر
نامزدی من را نشنیده
باشید اما
آنچه برای من
مهم است، این
است که بدانم
شهروندان
این جهان
مجازی درباره
مسائل
سیاسی
چگونه فکر می
کنند. و مثلا
بیانیه های
سه گانه من
درباره
احیای
برنامه ریزی
، طرح سهامی
کردن نفت
ایران و
اعلامیه
حقوق شهروندی
را خوانده
اند یا نه ؟ و
اگر خوانده
اند به آنها
نقدی دارند
یا نه؟ من به
خوبی می دانم
که امروزه ما
دو دنیا
داریم : دنیای
واقعی که نسل
من در آن
زندگی کرده
اند و
حداکثر ابزار
رسانه ای آن
روزنامه و
رادیو بود و
دنیای
مجازی که نسل
جدید در آن
زندگی می
کند و حداقل
ابزار رسانه
ای آن
ماهواره و اینترنت
است. انتظار
ندارید که من
چندان اهل چت
و ایمیل باشم
اما مطمئن
باشید هر کسی
بخواهد این
روزها
نماینده
ملتش باشد
باید بتواند
با زبان آنها
حرف بزند و
زبان زمان ما
اینترنت است .
من از طریق
سخنرانی در
شهرهای
مختلف با مردم
ایران رو در
رو سخن می
گویم و نیز از
طریق
روزنامه
اعتماد ملی و
به خصوص ستون
پیام های
مردمی آن به
پرسشهای
موافقان و
مخالفان خود
پاسخ می دهم .
قصد داشتم با
تاسیس
تلویزیون
ماهواره ای و
خصوصی صبا
نیز امکان
ارتباط گسترده
تری با مردم
فراهم آورم
که مخالفت ها
مانع از آن شد
. اکنون به
عنوان یک
شنونده
آماده شنیدن
و خواندن حرف
های شما
دراین فضای
مجازی هستم
که هیچ
سانسوری را
بر نمی تابد.
بنابراین
درخواست
دارم مرا از
نظرات و
پیشنهادت
خود بهره مند
کنید برای
آنچه در این
انتخابات
مفید خواهد
بود و بعدا
باید بدان
پرداخت برای
ارسال نظرات
و دریافت
پاسخ
http://www.mkarroubi.com/ask/
سوالات
اینجا را کلیک
کنید.
یا شما
می توانید با من بطور
مستقیم با شماره Sms:10003570
در
ارتباط
باشید.
با تشکر
مهدی
کروبی
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 8:41 توسط فرشاد
|
غلامحسين كرباسچي هر چند
كه وقتي در برابر سوالي درباره اجماع كانديداهاي اصلاحطلب قرار ميگيرد
خطاب به پرسشگران سوال ميگويد آيا نبايد اين سوال را از موسوي بپرسيد كه
با توجه به اعلام كانديداتوري مهدي كروبي دوباره وارد عرصه انتخابات شد،
ديروز تاكيد كرده كه حضور دو كانديدا اطمينان بخشتر است.
به نوشته «اعتماد ملي»، كرباسچي معتقد است حضور دو كانديداي اصلاحطلب در
انتخابات پيشرو براي اصلاحطلبان اطمينانبخشتر است چراكه حضور دو
كانديدا براي جناح مقابل بسيار خطرناكتر است و چه بسا عدم حضور يك
كانديدا طرفداران او را از شركت در انتخابات منصرف كند.او در حالي چنين
سخن گفت كه با اطمينان از پيروزي كروبي در انتخابات سخن گفت.
وي چنين اظهار داشت: «100 درصد به اين مساله اميدوارم.» البته او تحقق اين
اميدوارياش را در گرو حضور گسترده مردم در انتخابات ميداند؛ چراكه وي
چنين استدالالي دارد كه بايد 18 ميليون آراي خاموش به پاي صندوقهاي راي
بيايند. هنگامي كه او از حضور آراي خاموش در عرصه انتخابات صحبت ميكند،
با اطمينان ميگويد كه چنانچه آنها ديگر خاموش نباشند «تغيير» صورت
ميگيرد.
وي معتقد است: نگاه بدبينانهاي به ما ميگويد شايد كساني تمايل ندارند
فضاي انتخاباتي آنقدر داغ شود كه با حضور درصد بالايي از رايدهندهها
تغيير و تحولي در نتيجهي انتخابات اتفاق بيفتد.يك برآورد رياضي به ما
ميگويد اگر بيش از 65 درصد مردم رايدهنده در انتخابات شركت كنند فقط 35
درصد احتمال دارد وضع موجود تداوم پيدا كند.
به بيان ديگر احتمال جدي تغيير رئيسجمهور در صورت شركت 65 درصد واجدان شرايط وجود دارد.
هرچند كه كرباسچي معتقد است كه با چنين مشاركتي اصلاحطلبان پيروز
انتخابات 88 خواهند بود ولي به نظر ميرسد كه او هم بايد با منتقدان
جرياني كه نميخواهند تا مردم به صحنه انتخابات بيايند همراهي كند و
انتقاد از رسانه ملي مويد اين همراهياش است.
اما كرباسچي بر اين باور است كه بايد ستادهاي كانديداهاي اصلاحطلب در
انديشه ترغيب مردم براي حضور در عرصه باشند و بنابراين است كه از ارتباط
مستمر كروبي و موسوي خبر ميدهد.
وي گفت: «آقايان موسوي و كروبي قرار ملاقاتهاي منظمي را تنظيم كردهاند
كه اين ملاقاتها در طول اين مدت تا انتخابات تكرار ميشود.در اين ديدارها
بناي هر دو طرف بر اين است كه در جهت تغيير وضع فعلي كشور منهاي ديدگاه
خاصي كه براي پيشبرد انتخابات دارند، تلاش كنند.»
البته او معتقد است كه در صورت مديريت صحيح انتخابات از سوي كانديداهاي
اصلاحطلبان، تغييري كه هر دو كانديدا بدان باور دارند و آن را سرلوحه
شعارهاي خود قرار دادهاند، روي خواهد داد.
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 14:23 توسط فرشاد
|
کرباسچی که مشاور ارشد
مهدی کروبی برای انتخابات آتی ریاست جمهوری شده است، کناره گیری کروبی از
انتخابات را دروغ خواند و آن را از محالات دانست.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حزب اعتماد ملی، در پی انتشار برخی اخبار
مبنی بر افزایش تمایل حامیان کروبی به کناره گیری وی از عرصه انتخابات،
برخی اعضای ارشد ستاد انتخابات کروبی با رد این اخبار متذکر شدند: «کناره
گیری کروبی توسط حامیان وی از محالات است و دروغی بیش نیست».
در همین زمینه، غلامحسین کرباسچی، مشاور ارشد انتخاباتی کروبی گفت: هیچ یک
از اطرافیان کروبی تمایلی به کنارهگیری کروبی ندارند و این خبرها دروغی
بیش نیست و از محالات است.
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 14:21 توسط فرشاد
|
کرباسچي که مشاور ارشد
مهدي کروبي براي انتخابات آتي رياست جمهوري شده است، کناره گيري کروبي از
انتخابات را دروغ خواند و آن را از محالات دانست.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني حزب اعتماد ملي، در پي انتشار برخي اخبار
مبني بر افزايش تمايل حاميان کروبي به کناره گيري وي از عرصه انتخابات،
برخي اعضاي ارشد ستاد انتخابات کروبي با رد اين اخبار متذکر شدند: «کناره
گيري کروبي توسط حاميان وي از محالات است و دروغي بيش نيست».
در همين زمينه، غلامحسين کرباسچي، مشاور ارشد انتخاباتي کروبي گفت: هيچ يک
از اطرافيان کروبي تمايلي به کنارهگيري کروبي ندارند و اين خبرها دروغي
بيش نيست و از محالات است.
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 14:20 توسط فرشاد
|
عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي گفت: رئيس بنياد باران استان گيلان
به عنوان رئيس شوراي برنامه ريزي ستاد كروبي در اين استان منصوب شد.
به
گزارش راسخون ، كامران احمديان رئيس شوراي استاني حزب اعتماد ملي در استان
گيلان در گفتگو با فارس با اعلام اين خبر گفت: فعاليتهاي ستاد انتخاباتي
كروبي در استان گيلان از مدتها پيش آغاز شده و در حال حاضر فعاليت اين
ستاد فراگيرتر از گذشته شده است.
وي
افزود: در حال حاضر احمد رمضانپور رئيس بنياد باران در استان گيلان به
عنوان رئيس شوراي برنامه ريزي ستاد انتخاباتي كروبي در اين استان منصوب
شده و در حال فعاليت است.
عضو شوراي
مركزي حزب اعتماد ملي تصريح كرد: هم اكنون تعداد زيادي از اصلاح طلبان
استان گيلان نيز از كروبي اعلام حمايت كرده و در حال فعاليت براي كروبي
هستند.
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:30 توسط فرشاد
|
چهارشنبه 24 دی 1365 13 جمادی الاول 1406 14 january 1987
نزدیک
صبح بیدار شدم. اطلاع گرفتم از نتیجه عملیات گفتند. در دو محور راست و چپ
موفق بودهاند. ولی در دو محور وسط که اصل و هدف عملیات بوده پیشرفتی
نداشتهاند. آقای روحانی هم صبح از قرارگاه جلو آمد و شرح کار را داد.
آقایان حجازی و رازینی هم آمدند. مأیوس نبودند، ولی آقای روحانی به ادامه
کار خوشبین نیست. سایت هاک را هم که بنا بود اینجا باشد هنوز راه
نینداختهاند. گویا یک بخش آن از هلیکوپتر حامل آن افتاده و خراب شده.
برنامه تبلیغی را مشخص کردیم و آقای خرازی به اجرا پرداخت.
با
قرارگاه کربلای پنج در جنوب تماس گرفتیم. دیروز و دیشب هم پیشرفتهایی
داشتهاند و پاتکها را به خوبی دفع کردهاند. امروز مشغول پاکسازی جزیره
بوارین هستند. عصر فرماندهان ارتش آمدند جمعبندی عملیات را گفتند. قرار
شد عملیات را ادامه دهند. نیاز به کمپرسی داشتند، به آقای فروزنده گفتم
تأمین کنند. با اتومبیل به سوی تهران حرکت کردیم. از ساعت 5 عصر تا 3
بامداد در راه بودیم.
پنج شنبه 25 دی 1365 14جمادی الاول 1406 15 january 1987
ساعت
9 به مجلس آمدم. از جبههها سراغ گرفتم. جنوب خوب است و غرب جالب نیست.
پیشروی جنوب هم کند است. بعد از تنفس در جلسه علنی شرکت کردم. پس از ختم
جلسه برای نمایندگان اوضاع جبههها را توضیح دادم. خیلی خوشحالند. بمباران
شهرها در سایه پیروزیهای جبهه تلخی و تأثیرات سوء معمولی را ندارد.
ظهر
و عصر در دفترم به خواندن گزارشها و رسیدگی به امور جنگ گذشت. شب آقایان
نخست وزیر و رئیس جمهور آمدند. توضیحات وضع جبههها را دادم و در امور
مربوط، مشورت شد. در مورد فرماندهی نیروی هوایی و مسئله کویت و انتقاد از
شوروی در نماز جمعه فردا بحث شد. شب به خانه رفتم.
جمعه 26 دی 1365 15 جمادی الاول 1406 16 january 1987
از
جبههها خبر گرفتم. در جنوب پیشرفت داشتهایم و در جزیره بوارین و در غرب
خبری نبوده جز پاتک دشمن. در نماز جمعه عمدتاً درباره جنگ حرف زدم. عصر
احمد آقا آمد. درباره جنگ و فرماندهی نیروی هوایی صحبت شد. آقای رحمانی
آمد درباره اعزام نیروهای بسیج مشورت کرد. برای اعزام نیروی انبوه در دهه
فجر.
شب بیشتر به مطالعه و گزارشهای رسیده چند روز سفرم گذشت.
امروز ما به بغداد موشک زدیم و عراق چند مورد بمباران شهرها را داشت. در
حال اقامه نماز جمعه و ایراد خطبه وضعیت قرمز اعلان شد و آژیر خطر به صدا
درآمد و وضع مراسم عادی ماند و من به صحبت ادامه دادم و مردم مضطرب نشدند.
همان لحظه قم بمباران شد و در نماز جمعه قم مردم با شعار و حماسه به
استقبال بمباران رفتند.
شنبه 27 دی 1365 16 جمادی الاول 1406 17 january 1987
بعد
از نماز تا ساعت 9 در منزل گزارشها را خواندم. از غرب فرمانده نیروی
زمینی گفت در اثر پاتک دیروز دشمن دیشب نتوانستهاند عمل کنند و به فردا
شب موکول شده. به مجلس آمدم. تا ظهر به خواندن گزارشها گذشت. آقای
معادیخواه تلفنی خواست بوجه ماهانه بنیاد تاریخ را به چهارصد هزار تومان
بالا ببریم. آقای اقبالی آمد برای تعیین مسئله سفر به جنوب که قرار بود با
قطار برویم ولی در اثر بمباران پل تله زنگ قطار نمیرود. به آقای شهاب
گفتم از امکانات قرارگاه ابوالفضل استفاده شود برای آزمایش از جنوب
اطلاعات می گوید که کار تسخیر جزیره بوارین تمام شده و جمعی از عراقیها
فرار کردهاند. نیروهای ما در حال تسخیر جزیره ماهی و طویله در جنوب
بوارین هستند.
ظهر صدای انفجاری شنیده شد و بلافاصله ضدهواییها کار
کردند و سپس وضعیت قرمز اعلان شد. بعداً معلوم شد دو هواپیمای عراقی به
شمال غرب تهران نفوذ کرده و در ولنجک بمب انداختهاند که دو نفر شهید و
جمعی مجروح شده و شیشههای خانهها در منطقه وسیعی شکسته، منجمله منزل
اخوی محمد. نیروی هوایی اصلاً اثری از آنها را در رادارها ندیده.
شب
با دیگر سران قوا مهمان احمد آقا بودیم. امام هم شرکت کردند. از نتایج
عملیات راضیند. توضیحاتی درباره عملیات جنوب دادم. اصرار به ادامه عملیات
دارند. اجازه نداند که موشک به بندر کویت بزنیم. بعد از رفتن ایشان درباره
آسیدهادی هاشمی صحبت شد. وزارت اطلاعات از امام اجازه تبعید خواسته، امام
به سران قوا محول کردهاند. من با تبعید مخالفت کردم و گفتم پستی بدهیم و
مأمور به خارج کنیم. آقای اردبیلی هم با نظر من موافقت کردند. به نتیجه
نرسیدیم. درباره مصاحبه من با رادیو آمریکا به طور مستقیم و پخش زنده بحث
شد. همه موافقت دارند. قرار شد انجام شود. دیروقت به خانه رسیدم.
یک شنبه 28 دی 1365 17 جمادی الاول 1406 18 january 1987
بعد
از نماز به مجلس رفتم. با جبهه تماس گرفتم. در منطقه نفتشهر، ارتفاع مهمی
در شرق نفتشهر را گرفتهایم. در جنوب هم به طرف بصره پیشرفت داشتهایم.
قبل از دستور در جلسه علنی سخنانی ایراد کردم. بیشتر به منظور جا افتادن
حضورم در تهران قبل از رفتن به جبهه.
به دفترم آمدم. آقای
ناطقنوری آمد و برنامهای برای عمل در داخل عراق ارائه داد که قرار شد
بعد از سفرم بررسی شود. آقای سیدزاده آمد در مورد سفر رئیس مجلس صحرا
مشورت کرد.
ساعت نه و نیم با اتومبیل به سوی اهواز حرکت کردیم. در
بین راه قم لباس نظامی پوشیدیم. از سلفچگان رفتیم از جاده دلیجان، محلات،
خمین، الیگودرز، ازنا، درود و خرمآباد با این که قدری دورتر شد به علت
تازگی داشتن کمتر خستهکننده بود. مغرب به خرمآباد رسیدیم. ناهار را در
مزرعهای در حومه الیگودرز خوردیم. پاسداران از کافه چلوکباب گرفته و به
آن جا آوردند. با صفا و خوش هوا بود. نماز مغرب و عشا را در حومه اندیمشک
خواندیم و شام را حاضری در راه خوردیم. ساعت 12 شب به اهواز رسیدیم. در
گلف مستقر شدیم.
با آقای رضایی تماس گرفتیم. گفت عملیاتی شروع
کردهایم و به سوی خط دشمن پیشرفت داشتهایم. قرار شد فردا بیاید اینجا
برای توضیح و مشورت بیشتر. عراق امروز در شهرها شرارت زیادی کرده. در
مقابل شکست در جبههها متوسل به زدن شهرها شده.

دوشنبه 29 دی 1365 18 جمادی الاول 1406 19 january 1987
بعد
از نماز با آقای شمخانی در قرارگاه مقدم تماس گرفتیم. اطلاع داد که در
عملیات دیشب پیشرفت خوبی داشتهایم و دو جاده در جنوب منطقه عملیات را که
دشمن از آنها استفاده میکرد. قطع کردهایم و خواست که نیروی هوایی امروز
فعال باشد. آقای سنجقی هم اطلاع داد که در غرب هم ارتش در ارتفاعات شرمیل
تثبیت شد و چند ارتفاع دیگر را هم گرفته.
آقای رضایی آمد و توضیحات
کاملی در مورد عملیات جاری و برنامههای آینده داد. دیشب از نهر جاسم عبور
کرده و یک کیلومتری به طرف بصره پیش رفتهاند و پاتکها شروع شده.
آقای
ذوالقدر فرمانده قرارگاه رمضان آمد. برنامه عملیات داخل خاک عراق را گفت.
سرما و برف پیشرفت کار را کند کرده است. ظهر آقای کوثری فرمانده لشکر محمد
رسولالله آمد. گزارش عملیات خودش را داد. پشت کانال ماهی سخت تحت فشار
بوده و تلفات زیادی داشته. نجیبانه از عدم هماهنگی لشکرهای سیدالشهدا و 25
کربلا در شب عملیات شاکی بود. اگر مطلب ایشان درست باشد متأسفانه اشتباهی
از یک موفقیت مهم را ما محروم کرده و باعث خسارات عمدهای شده. قرار شد
عملیات دیشب را مرحله سه کربلای پنج اعلان کنیم.
عصر جمع زیادی از
فرماندهان گردانها آمدند. برای آنها صحبت کردم. پیام و سلام امام را
ابلاغ کردم مبنی بر لزوم ادامه عملیات. آقای علائی فرمانده نیروی دریایی
سپاه آمد. قرار شد یک موشک به کشتی مزاحم بزند. عصر فرماندهان گردانهای
بعضی از واحدهای عملکننده سپاه آمدند. برای آنها سخنرانی کردم و پیام
امام را در خصوص لزوم تداوم عملیات دادم و سپس با آنها جلسات و مذاکرات
خصوصی برگزار کردم. این برنامه از ساعت چهار و نیم تا ده ادامه یافت.
معمولاً فرمانده هر گردانی گزارش عملکرد خود را در عملیات کربلای چهار و
پنج میداد و من سوالاتی در مورد وضع فعلی، تلفات، موفقیتها، غنائم و
برنامه آیندهاش میکردم. لشکر 27 محمد رسولالله بیش از دیگران آسیب دیده
به خاطر حضور در خط پشت کانال ماهی و انجام دو حمله که با دو جناح چپ و
راستش یعنی سیدالشهدا و 25 کربلا هماهنگی نداشته.
با لشکرهای نصر، امام رضا، فجر، المهدی و تیپهای امام حسن و قائم سمنان نیز مذاکره شد.
دو
نفر از اطلاعات و عملیات غرب سپاه آمدند و از کمی توفیق عملیات ارتش در
غرب گفتند. آقای امین مسئول قرارگاه ابوالفضل آمد و از عدم تأثیر آن،
گزارش داد. آقایان ستاری و بابائی آمدند. درباره تقویت پدافند منطقه تأکید
کردم.
سه شنبه 30 دی 1365 19 جمادی الاول 1406 20 january 1987
بعد
از نماز صبح تا ساعت 8 گزارشها را خواندم و به رادیوها گوش دادم. با این
که تا حدودی به پیروزی ما در کربلای پنج اعتراف میشود ولی هنوز تلاش در
حفظ روحیه عراقیهاست. آقای شمخانی و آقای باقری از جلو آمدند. گزارش
کاملی دادند. معتقدند همین جا میتوانیم جنگ را ببریم اگر امکانات بسیج
شود. ارتش عراق ضربههای کاری خورده. آقای باقری آمار انهدام نیروهای
عراقی را داد. اگر درست باشد ضربه جدی است. حدود صد تیپ به میدان آورده و
هشتاد درصد آن آسیب دیده. از بیست تیپ دست نخورده دیگر میتواند استفاده
کند (البته از آسیب دیدهها هم استفاده میکند). سه محور برای ادامه
عملیات مطرح است. روی هم رفته آن محوری که فرماندهان سپاه انتخاب کردهاند
مهمترین است. گرچه آقای خامنهای و من قبلاً روی محور دیگری تکیه داشتیم.
خواستار تقویت مهندسی، پدافند و توپخانه بودند. آقای رفیقدوست مدعی است
از نظر مهمات در مضیقه نمیافتیم.
دکتر روحانی و سرهنگ ترابی از
غرب آمده بودند. گزارش وضع آنجا را دادند. مجموعاً امیدی به موفقیت چشمگیر
ارتش ندارند. میگویند حداکثر دو ارتفاع کوچک شرمیل و تپه سرخه را ممکن
است بگیرند. به دکتر روحانی گفتم برای تقویت پدافند خط چند اورلیکن را جلو
ببرند و سایت هاک را هم جلوتر ببرند. (عصر آقای انصاری از طرف امام هم در
این خصوص پیغامی تلفنی گفت).
ظهر با آقای فروزنده درباره تقویت
مهندسی خط مذاکره و تصمیمگیری کردیم. قرار شد برای تعمیر واحدهای آسیب
دیده و گرفتن ماشینهای سنگین از ارگانهای دولتی اقدام کنیم. عصر بیشتر
به خواندن گزارشها گذشت. اعتراف به شکست عراق کم کم رواج میگیرد. از
آقای ریشهری در مورد سه آتشسوزی در کویت پرسیدم توضیح داد.
آقای
رضایی تلفنی اطلاع داد پاتکها و آتش توپخانه دشمن امروز شدید بوده و کمی
عقبنشینی داشتهایم. شب دیروقت آقای رحیم صفوی و آقای قربانی آمدند. از
فشار فوقالعاده توپخانه و نیروی هوایی دشمن بر محور و پیشروی به سوی بصره
اظهار نگرانی کردند و خواستار تقویت پدافند و توپخانه و مهندسی بودند. به
نظر میرسد در پیشروی دچار مشکل شدهاند و پیشبینیهای دیشب و امروز صبح
جای خود را به نگرانی داده.
چهارشنبه 1 بهمن 1365 20 جمادی الاول 1406 21 january 1987
قبل
از اذان بیدار شدم. نافله شب خواندم و برای پیروزی رزمندگان دعا کردم و
بخشی از سوره احزاب را که مربوط به جنگ است قرائت کردم. با این که براساس
مبانی نظری امام در این جنگ حق با ماست و ما برای اسلام میجنگیم و دشمن
ما برای سرکوب اسلام جنگ را شروع کرده و ادامه می دهد، اما شیطان دست از
سر انسان برنمیدارد و گاهی که در جنگ جمع زیادی کشته میشوند و یا با
انبوه جانبازان در بیمارستانها مواجه میشوم و یا آمار اسرای فراوان دو
طرف را که سالها در اسارت به سر میبرند میبینم، وسوسه این که مسلمانها
در دو طرف کشته میشوند و رنج میبرند انسان را آزار میدهد و با مقداری
تفکر و استدلال این وسوسه را دفع میکنم. لابد دیگران هم چنین حالی دارند
و مخصوصا این وسوسه در مواقعی که از جهتی احساس ضعف یا مشکل شدن کار جنگ
پیش آمد میکند بروز میکند. مشکلات پیشروی دیروز و فشار هوایی بر شهرها و
مردم غیرنظامی در روحیهام اثر گذاشته و امروز صبح دمق و غمگین هستم. و
شاید به خاطر این که پس از ماهها تلاش و آماده کردن همه چیز برای عملیات
سرنوشتساز به منظور ختم جنگ و اکنون ملاحظه علائم عدم تحقق این هدف در
این عملیات باشد.

رادیو صدای آمریکا امروز صبح با اعتراف به پیشروی
ما موذیانه بر زیاد جلوه دادن تلفات ما و کم کردن تلفات عراق (برعکس
واقعیت) نوعی عدم موفقیت را القا کرد. معلوم است که از سقوط احتمالی بصره
و در نتیجه پیروزی اسلام و تضعیف با شکست بعث عراق نگرانند و موذیانه
روحیه او را تقویت میکنند.
با آقای خرازی برای مبارزه با این خط
انحرافی تبلیغات مذاکره کردم. و قرار شد در مصاحبه با خبرنگاران خارجی که
امروز میآیند مطرح کنند. آقای رفیقدوست گفت که دیشب در جهت تحکیم خط
پیشروی داشتهایم. تلفنی با عفت در منزل صحبت و احوالپرسی کردم.
آقای
رفان فرمانده نیروی هوایی سپاه آمد. از بینیازی واحد موشکی از کمک لیبی و
دیگران و شلیک چند موشک به دست خودشان گفت و اجازه گرفت که یک روز دو موشک
متوالی به کاخ صدام بزند. موافقت کردم چون عراقیها اعلان کردهاند که به
قصد بمباران جماران به تهران حمله کردهاند و قرار شد یک سایت موشک زمین
به هوای چینی در اصفهان ایجاد کنند و برای گرفتن موشک جدید به آقای ریاضی
تأکید کردم.
عصر فرماندهان تیپ الغدیر آمدند. گزارش عملیات اخیر و
موفقیتها و تلفات را دادند. لشکر المهدی و عاشورا نیز به همین ترتیب. سپس
رفتیم بیرون اهواز، هواپیماهای عراقی به اهواز حمله کردند و چند فروند
موشک خوردند، یکی از آنها متلاشی شد و روی اهواز سقوط کرد ولی یک بمب در
محل گلف ریختند.
شب فرماندهان قرارگاه رمضان آمدند. از آمادگی
نیروهای نظامی مخالف عراق برای اجرای عملیات گفتند و برای باز کردن راه
کمک به آنها استمداد نموند. تلفنی با آقای خامنهای درباره جنگ و نتیجه
سفر آقای ولایتی به لیبی که منفی بوده و برنامه گفتن تکبیر بر بامها برای
تأیید از جنگ صحبت کردیم. به چند شهرمان حمله هوایی شده.
پنج شنبه 2 بهمن 1365 21 جمادی الاول 1406 22 january 1987
دیشب
عملیاتی در جبهه نداشتهایم و امروز خبری برای پخش نداریم. به خاطر بحران
جنگ شهرها نیازمند خبر پیروزی هستیم. آقای حسنی سعدی آمد. توضیحاتی درباره
عدم توفیق در کربلای شش و برنامه آینده داد. عراق پاتک در جزیره صالحیه
انجام داده که سرکوب شده. به آقای رضایی گفتم بیشتر مواظب باشد. عصر به
اطراف شهر اهواز رفتیم برای رفع خستگی.
تعداد زیادی هواپیمای عراقی
که گفته شده حدود شصت فروند بودهاند برای بمباران اهواز آمدند. سایت
موشکی هاک پنج موشک به سوی آنها پرتاب کرد که سه فروند آنها سرنگون شد و
قطعات یک هواپیما در اطراف محل اقامت ما فرود آمد که پاسداران به داخل
آوردند. آقای ذوالقدر فرمانده قرارگاه رمضان برنامه عملیات درون خاک عراق
را توضیح داد. خلبانان آمدند برای بمباران عراق. آقای علائی آمد جریان
شلیک موشک ساحل به دریای چینی در ساعت 9 دیشب را توضیح داد. مدعی است موشک
به هدف اصابت کرده. کویت اعلام کرده خمپارهای دیشب در جزیره فیلکه منفجر
شده. گویا خواسته محملی برای صدای انفجار معرفی کند و از اعلان آن برای
پرهیز از ایجاد جو ناامنی در آستانه کنفرانس اسلامی احتراز کرده. امروز
عراق به بیش از ده شهر ما حمله کرده و بیش از دویست نفر را شهید نموده
است. با آیت الله خامنهای تلفنی صحبت کردم و پیشنهاد کردم اقدام برای
ساختن پناهگاه شود. ظاهراً جنگ شهرها ادامه یابد. آقای رضایی اطلاع داد
امشب در منطقه کربلای پنج عملیات خواهیم داشت و در کربلای شش هم احتمالاً
حمله محدودی داریم.
جمعه 3 بهمن 1365 22 جمادی الاول 1406 23 january 1987
از
آقای رضایی استفسار وضع عملیات دیشب را کردم. در محور جاده شلمچه به بصره
پیشروی داشتهایم. در غرب کانال ماهی دشمن پاتک کرده و شکست خورده و اسیر
هم داده است. از گزارشها بوی قصد دخالت آمریکا علیه ما میآید و به
احتمال بیشتر قصد ارعاب دارند.
خبرنگاران خارجی امروز از محل فتح
شده کربلای پنج بازدید کردند. زود برده شدند که قبل از فعال شدن
هواپیماهای دشمن برگردند. با همراهان به هفت تپه رفتیم. به طور ناشناس جای
زیبایی است. از مزارع نیشکر و کارخانه و تلمبه خانه آبیاری بازدید کردیم.
همان جا یک هواپیمای میگ بیست و پنج عراقی را دیدیم که به طرف اصفهان
میرفت (رفت و بمباران کرد و برگشت تقریباً ربع ساعت). آن قدر بالا رفته
بود که ضدهواییها تیرشان به آن نمیرسید. ساعت دو بعد از ظهر به اهواز
برگشتیم. ناهار و نماز و اخبار و استراحت. از خط مقدم سوال کردیم. معلوم
شد در محور جزیره صالحیه پیشرفت داشتهایم و در محور دیگری عقبنشینی
محدود و پاتک های شدیدی دفع شده. شرارت حمله به شهرها امروز کم بوده. شاید
به خاطر طوفانی بودن هوا. احمد آقا از تهران تلفنی احوالپرسی کرد. شب با
آقای علائی درباره زدن موشک صحبت شد.
شنبه 4 بهمن 1365 23 جمادی الاول 1406 24 january 1987
بعد
از نماز صبح به اخبار رادیو فارسی آمریکا گوش دادم. رئیس جمهور آمریکا در
مورد توسعه جنگ به کشورهای دیگر به ما هشدار داده و تصرف اراضی عراق را
محکوم نموده.
آقای محسن رضایی آمد. وضع جبهه را توضیح داد. برنامه
ادامه عملیات را در کربلای پنج و نیازها را گفت. ساعت هشت و پانزده دقیقه
با اتومبیل به طرف تهران حرکت کردیم. از اندیمشک به بالا باران میبارید و
در ارتفاعات خرمآباد تا اراک برف و کولاک بود شهرهای پلدختر و خرمآباد
را به صورت تعطیل دیدیم. ناهار را در کافه محقری در «زاغه» خوردیم که غذای
خوبی نداشت. ساعت نه و نیم شب به منزل رسیدیم. امروز تهاجم عراق به شهرها
محدود بوده. شاید به خاطر نامناسب بودن وضع هوا.
+
نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 18:41 توسط فرشاد
|
پایگاه خبری «الف» نزدیک به
احمد توکلی از انتخاب سیدولیرضا نصر، عضو ایرانی الاصل شورای
روابط خارجی آمریکا به عنوان مشاور باراک اوباما، رییسجمهور
جدید آمریکا در امور خاورمیانه خبر داد. به گزارش این پایگاه
خبری، دکتر سید ولیرضا نصر که متولد 1339 در تهران است، دکترای
روابط بینالملل خود را از انستیتو تکنولوژی ماساچوست
(MIT) گرفته و تاکنون در دانشگاههای مختلف آمریکا
تدریس کرده است.
سیدولیرضا نصر روابط نزدیکی
با دموکراتها دارد و مشاوره به هیلاری کلینتون، همکاری با دنیس
راس (دیپلمات برجسته آمریکا در امور خاورمیانه) و عضویت در شورای
روابط خارجی آمریکا (CFR) در سوابق وی دیده میشود.
ولی رضا نصر همچنین به خاطر نگارش کتابها و مقالاتی درباره
مذهب شیعه از جمله (The Shia Revival) چهره شناخته شده در غرب محسوب میشود. بر اساس
این گزارش، مشاور جدید اوباما فرزند سیدحسین نصر استاد مطالعات
اسلامی دانشگاه جورج واشنگتن است که با نگارش مقالات و کتابهای
متعدد درباره فلسفه اسلامی، اعتبار قابل ملاحظهای در محافل
دانشگاهی غرب دارد.
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 16:26 توسط فرشاد
|
عکس/ پوستر جايزه اعدام مبارك
نقل از جهان نیوز

+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 16:28 توسط فرشاد
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 14:3 توسط فرشاد
|
armanshafie@ yahoo.com
از زمانی که داوطلبانه و در کمال فروتنی در جنگ
اوّل جهانی که به کشور رایش تحمیل شد خدمت کردم ،
سی سال می گذرد. در این سه دهه ، تنها راهنمای من
در تمام افکار ، اعمال و زندگیم ، عشق و وفاداری
نسبت به این ملّت بوده است. این عشق و علاقه به من
قدرت می داد تا بتوانم پیرامون دشوارترین مسائلی
که تاکنون در برابر یک موجود فانی قرار گرفته است
، تصمیم بگیرم. در این سه دهه ، تمام سلامت و
نیرویم را صرف کرده ام.
اینکه من و یا هر کس
دیگری در آلمان در سال ۱۹۳۹ خواستار جنگ بوده ایم
، به هیچ وجه واقعیّت ندارد. این جنگ ، به ویژه ،
خواستهٔ دولتمردانی بود که یا خود یهودی بودند و
یا در راه منافع یهودیان فعالیّت می کردند و
همانها بودند که به جنگ دامن زدند. در پی شش سال
جنگی که علیرغم تمام موانع ، روزی از آن به عنوان
با شکوهترین و قهرمانانه ترین جلوهٔ مبارزات یک
کشور به منظور بقای یک ملّت ، یاد خواهد شد.
من نمی توانم از شهری که پایتخت این کشور است
، دست بردارم. از آنجا که نیرویمان ناچیز تر از آن
است که بتوانیم بیش از این در برابر حملهٔ دشمن
مقاومت کنیم و مقاومت ما نیز به تدریج به وسیلهٔ
مردانی کور و بی اراده تحلیل خواهد رفت ، آرزو می
کنم که در سرنوشت میلیونها انسان دیگری که تصمیم
گرفته اند در این شهر باقی بمانند ، شریک باشم.
گذشته از این ، هرگز در دستهای دشمنانی که خواستار
نمایشی تازه جهت توده های دیوانهٔ خود هستند ،
نخواهم افتاد.
بنابراین تصمیم گرفته ام در
برلین بمانم ، و در لحظه ای که مطمئن شوم که وضعیت
پیشوا و حکومت در معرض خطر و سقوط حتمی قرار گرفته
است ، مرگ را داوطلبانه پذیرا شوم. با قلبی شاد و
آگاهی از یک وحدت بی مانند در تاریخ ، از فداکاری
ها و دستاوردهای سربازانمان در جبهه های جنگ ،
زنانمان در خانه ها ، دهقانان و کارگران و
جوانانمان تشکّر و قدردانی می کنم. آرزو و
درخواستم این است که ملّت آلمان ، هرگز و تحت هیچ
شرایطی در هیچ مبارزه ای تسلیم نشوند و با تمام
توان خود ، و با وفاداری نسبت به مبانی و اصول
«کلاوزه ویتز» علیه دشمنان سرزمین مادری خود
بجنگند.
از وفاداری سربازان آلمان و نیز از
مشارکت و همدلی من با آنها در مرگ ، بذری در زمین
پاشیده خواهد شد که روزی در تاریخ آلمان رشد خواهد
کرد و در نتیجه یک ملّت متحد واقعی تحقق خواهد
بخشید…
پیش از مرگ ، رایش مارشال هرمان گورینگ
را از حزب بیرن می اندازم و تمامی حقوق را که به
موجب حکم روز بیست و نه ژوئن ۱۹۴۱ و نیز سخنرانی
در رایشتاگ در اوّل سپتامبر ۱۹۳۹ به وی تفویض کرده
ام ، از او می گیرم.
گورنینگ و هیملر ، جدا از
عدم وفاداری نسبت به من ، با مذاکرات محرمانه با
دشمن که بدون آگاهی و بر خلاف میل من انجام گرفت ،
و نیز اقدام به اعمال غیر قانونی برای کنترل کشور
، شرمندگی جبران ناپذیری برای کشور آلمان به بار
آوردند. به منظور تقدیم دولتی که از مردان با شرف
تشکیل شده ، و قادر است وظیفهٔ ادامهٔ جنگ را با
تمام نیرو انجام بدهد ، افراد زیر را به عنوان
کابینهٔ جدید منسوب می کنم: • رئیس جمهور: دونیتس
• صدر اعظم: دکتر گوبلز • وزیر حزب: بورمن • وزیر
امور خارجه: زایس اینکوارت باشد که کابینهٔ جدید ،
نسبت به وظیفهٔ خود که برقراری نظام ناسیونال
سوسیالستی در کشور است آگاه باشد و شرایطی را
بوجود آورد که هر فرد آلمانی ، خدمت در راه منافع
عموم را به منافع شخص خود ارجح بداند.از ملّت
آلمان ، تمام مردان و زنان ناسیونال سوسیاليست و
نیز تمام افراد ارتش می خواهم که تا دم مرگ نسبت
به دولت و رئیس جمهور جدید وفادار بوده ، از اوامر
آنها اطاعت کنند. از این مهمتر ، اینکه به دولت و
ملّت آلمان دستور می دهم که همواره قوانین نژادی
را مورد مراقبت و ملاحظه قرار بدهند.
۲9
آوریل 1945
آدولف هیتلر
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 12:44 توسط فرشاد
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 14:44 توسط فرشاد
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 12:32 توسط فرشاد
|
|
|
|
خوشگل ترین وزیر دنیا در زیباترین کابینه جهان در ایتالیا
در حالی که سیلویو برلوسکونی، نخست وزیر جدید ایتالیا پیشتر کابینه زاپاترو همتای اسپانیایی خود را زنانه و بیش از حد "قرمز" نامیده و حضور پرشمار زنان در این کابینه را به استهزا گرفته بود اکنون در کابینه جدید خود از چهار زن استفاده کرده است. برلوسکونی اخیرا اعضای دولت جدید خود را معرفی کرد که نکته قابل توجه حضور 4 وزیر زن در این کابینه است و جالب آن که یکی از این وزیران، مدل و ملکه سابق زیبایی است که تصاویر متعددی از وی به صورت نیمه عریان در نشریات و سایت های مختلف به چشم می خورد. مارا کارفانیا، 33 ساله، که سال 1997 در مسابقات زیبایی ایتالیا شرکت و پس از آن در یک شبکه تلویزیونی متعلق به برلوسکونی مشغول به کار شد، طی سال های اخیر به دنیای سیاست رو آورده و اکنون به عنوان وزیر "فرصت های برابر" در کابینه جدید برلوسکونی منصوب شده است. نکته جالب توجه آن که کارفانیا، همان زنی است که باعث شد برلوسکونی در برابر ملت ایتالیا از همسرش ورونیکا عذرخواهی کند. به گزارش روزنامه دیلی میل، برلوسکونی 71 ساله سال گذشته طی مراسمی به کارفانیا گفته بود: "حاضرم با تو ازدواج کنم اما متاسفانه نمی شود، چون که همسر دارم!" در پی این اظهارات ورونیکا همسر خشمگین برلوسکونی با ارسال نامه ای به یک روزنامه ایتالیایی خواهان عذرخواهی وی شد. کارفانیا در خصوص انتشار تصاویر نامناسب خود در سایت ها و نشریات مختلف همواره بر ارزش های خانوادگی تاکید کرده و گفته که هیچ یک از این تصاویر تحریک کننده نیستند! در کابینه برلوسکونی علاوه بر کارفانیا سه وزیر دیگر زن نیز به چشم می خورد. "استفانیا پرستیگیاکامو" به عنوان وزیر محیط زیست، "ماریا استیلا گلمینی" به سمت وزیر آموزش و "جورجیا ملونی" به عنوان وزیر امور جوانان منصوب شده اند. برلوسکونی روز پنج شنبه رسما برای سومین بار به سمت نخست وزیر ایتالیا منصوب شد. وی در ترکیب کابینه خود "جیولیو ترمونتی" را به سمت وزیر اقتصاد و "فرانکو فراتینی" را به عنوان وزیر خارجه معرفی کرد. براساس این گزارش در جریان انتخابات زود هنگام ایتالیا که طی روزهای ۲۵و ۲۶ فروردین سال جاری برگزار شد، جناح راست گرایان میانه به ریاست سیلویو برلوسکونی بر جناح چپ گرایان میانه به ریاست والتر ولترونی پیروز شد. |
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:35 توسط فرشاد
|
|
صبح زود به مجلس رفتم . گزارش ها، از مورد حمله قرار گرفتن چند شهر ايران توسط موشک و هواپيماهاي عراقي خبر مي داد. نمايندگان مناطق مربوط سخت ناراحت بودند ولي تحت تاثير توصيه ها، از عکس العمل شديد خودداري مي کردند. خبر رسيد که هواپيماهاي ايران چند شهر عراق از جمله بغداد را بمباران کرده اند باعث خوشحالي و روحيه نمايندگان شد.عصر هم جلسه داشتيم . شب با جمعي از نمايندگان جلسه داشتيم . سوالاتي درباره جنگ داشتند. توضيحاتي دادم که فکر مي کنم قانع کننده بود. گفتم براي نشان دادن قدرت موشکي دوربرد، يک موشک زمين به زمين اسکاد به کرکوک مي زنيم .تا ساعت يازده ونيم شب بيدار ماندم . دکتر حسن روحاني اطلاع داد که حمله آغاز شده است . اسم عمليات «بدر» و رمز آن «يا فاطمه الزهراء(س )» است . گفت در دو محور عملياتي با نيروهاي عراقي درگير شده اند و خط دشمن را شکسته اند. به آقاي خامنه يي هم اطلاع دادم .ساعت سه بامداد با صداي شليک ضدهوايي ها بيدار شدم . معلوم شد عراق با هواپيما به تهران حمله کرده است . |
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 8:44 توسط فرشاد
|
|
|
|
صبح و عصر جلسه داشتيم . امروز هم عراق، چند شهر را زده است ؛ رامهرمز، انديمشک ، نهاوند، بانه ، مريوان ، آبادان ، اصفهان ، تبريز و ما هم چند شهر عراق را با توپ و چند شهر را با هواپيما زده ايم ؛ جو جامعه ملتهب است . زدن اصفهان و تبريز با هواپيما از ارتفاع بالا و کم حجم و کم اثر بوده است .
ظهر وزير بازرگاني آمد. توضيح طرح واگذاري واردات، به بخش خصوصي را داد. شب، جلسه شوراي مرکزي حزب داشتيم . براي بحث در سرنوشت حزب به جايي نرسيديم . شب خبر دادند که عراق، اعلان کرده است تهران را با موشک مي زند. در عکس العمل عليه عراق مقداري بحث کرديم و تصميم گيري به عمل آمد.
درباره حفاظت از تهران و اصفهان ، دستور خاصي صادر شد.
مصاحبه تلويزيوني براي توضيح وضع جاري کشور کردم . آخر شب به خانه آمدم . |
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 15:20 توسط فرشاد
|
بعد از نماز صبح ، به مجلس شوراي اسلامي رفتم . برف مي باريد و زمين يخ بود. بيش از معمول در راه معطل شديم . پيش از دستور، نمايندگان مراجعات زيادي داشتند. کار بررسي تبصره هاي بودجه ، خيلي کند پيش مي رود. به فکر چاره افتاديم . عصر هم ، جلسه علني داشتيم .گفتيم ديگر بعد از شروع بحث در هر تبصره ، پيشنهاد جديد نمي پذيريم . مجلس استقبال کرد. اگر از اول ، چنين کرده بوديم ، پيشرفت بهتري داشتيم . شب با سران قوا مهمان آقاي موسوي اردبيلي بوديم ، درباره مورد هدف قرار دادن بغداد به وسيله موشک بحث شد. امام اظهار نظر صريح نکرده اند. نخست وزير از عدم موافقت رئيس جمهور با وزراي پيشنهادي اش و از آقاي غرضي وزير نفت به خاطر عدم همکاري در فروش نفت گله داشت . عراق تهديد کرده است که سي شهر ايران را مي زند. براي خواب به مجلس رفتم . نگران بودم . تا آخر شب گزارشي از زدن شهرها نرسيده بود.
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 16:14 توسط فرشاد
|
|
|
|
پيش از دستور، درباره تجاوز هوايي عراق به اهواز صحبت کردم و از انتقام حرف زدم . پيش از ظهر و عصر در مجلس جلسه داشتيم . رئيس جمهور هم حضور داشتند. در مورد شرارت هاي عراق در حمله به شهرها و کشتي ها و سکوت رضايتمندانه سازمان هاي جهاني و دولت هاي بزرگ و دادن امکانات بي حساب به عراق ، براي انجام شرارت به منظور جبران کردن ضعف عراق در جبهه و زير فشار گذاشتن بحث شد. فشار زيادي از سوي نمايندگان و سايرين براي انتقام وارد مي شود؛ سرانجام مقرر شد مقابله به مثل شود. تاخيرهاي مکرر در انجام عمليات و انتظارهاي مردم ، فشار را شديدتر کرده است . شب شوراي عالي انقلاب فرهنگي جلسه داشت . درباره سرنوشت جهاد دانشگاهي ، بحث داشتيم که ناتمام ماند و درباره بعضي ديگر از گروه هاي وابسته به ستاد انقلاب فرهنگي تصميم گيري شد. شوراي مرکزي روحانيت مبارز جلسه داشت . بيشتر بحث درباره کيفيت برخورد با روحانيون ضدانقلاب بود. آخر شب به خانه آمدم . |
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 13:7 توسط فرشاد
|
|
|
|
|
بعد از نماز و صرف صبحانه و خواندن گزارش ها، به جلسه علني رفتم . ظهر در دفترم با آقاي غحسين تاجگردون سفير ايران در هلند، ملاقات کردم . از لزوم کامپيوتري کردن سازمان ها و نهادهاي کشور گفت و مدعي بود که نمايندگان کشورهاي خارجي ، بيشتر از گذشته روي ايران حساب مي کنند و خواهان همکاري با ايران هستند.عصر شوراي مرکزي حزب جمهوري اسلامي جلسه داشت . آقاي خامنه يي گزارش مذاکرات با امام را دادند. خلاصه اين بود که امام ، نظر مساعدي با اصل حزب ندارند و نظرشان اين است که روحانيون در حزب نباشند ولي نهي نکرده اند، ولي ائمه جمعه را قاطعاً از عضويت در حزب منع کرده اند؛ با انحلال حزب هم مخالفت ندارند، ولي دستور انحلال نداده اند. بالاخره قرار شد در جلسات ديگري بحث شود. اگر بتوانيم طوري عمل کنيم که حزب ، وسيله اتحاد نيروهاي انقلابي باشد، ادامه بدهد و اگر نتوانيم و مثل وضع امروز، وسيله اختلاف باشد، به طرف انحلال برويم ؛ ولي تدريجي . شب به خانه آمدم |
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 12:22 توسط فرشاد
|
|
|
|
|
بحث درباره تبصره هاي بودجه غسال 1364ف در جلسات علني شروع شد. ظهر به دفتر رئيس جمهور براي ملاقات فرماندهان نظامي رفتم ؛ فرماندهاني که قرار است در عمليات آينده شرکت کنند، به مشهد رفته بودند و امروز هم به زيارت امام رفتند. پس از نماز جماعت آيت الله خامنه يي و من با آنها صحبت کرديم و ناهار را با آنها خورديم . سپس جلسه خصوصي با آقايان صياد و محسن رضايي و رفيق دوست داشتيم . درباره زمان شروع حمله مذاکره شد؛ به نتايج خوبي رسيديم و موارد مهمي بود که رفع ابهام شد. آنها به جبهه رفتند.درباره تامين کسري هاي بودجه سال جاري هم مشورت شد. قرار شد تبصره يي به تبصره هاي بودجه پيشنهادي به مجلس اضافه شود. شب به دفترم رفتم . کارهاي اداري را انجام دادم . آقاي روحاني آمد. درباره مسائل عمليات آينده مذاکره کرديم . آقاي خامنه يي نتيجه ملاقات شان با امام را گفتند؛ بي نتيجه است . امام همان موضع قبلي را با حزب جمهوري اسلامي داشته اند. |
+
نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 15:6 توسط فرشاد
|
|
|
|
تا ساعت هفت ونيم ، مطالعه کردم . در جلسه علني مجلس ، بحث کليات بودجه داشتيم . وزرا، از بودجه خودشان دفاع مي کردند؛ کميسيون برنامه و بودجه حدود دويست ميليارد ريال از بودجه پيشنهادي دولت را کم کرده و منابع درآمد را تغيير داده است .
اختلاف شديدي بين دولت و کميسيون برنامه و بودجه بود. ظهر، دکتر جزايري آمد؛ براي معاينه دستم ، دکتر متخصص آورده بود. به نظرشان کسالت سطحي نيست ؛ بايد به فکر معالجه بود.آقاي روحاني آمد. گزارش پيشرفت کار جبهه ها را داد. باز هم چند روزي عمليات را عقب خواهند انداخت .
آقاي محمدرضا رحيمي نماينده قروه آمد. گزارشي از پيشرفت کار تعقيب فسادهاي مالي در خريدهاي دولتي را داد. در جلسه حزب جمهوري اسلامي شرکت کردم . بيشتر بحث بر سر دستور امام مبني بر منع عضويت ائمه جمعه در حزب بود. قرار شد آقاي خامنه يي دبيرکل حزب فردا با امام ملاقات کنند و در اين خصوص بحث نمايند. من هم در جلسه، از يک بعدي شدن حزب انتقاد کردم . قرار شد در دستور کار و بحث قرار گيرد. |
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 14:23 توسط فرشاد
|
|
در گزارش ها، تشديد خشونت اسرائيل در جنوب لبنان ، به انتقام ضربات مجاهدان اسلامي ، مساله مهم روز است ؛ همچنين گزارش سازمان ملل درباره اسراي ايران و عراق که بيشتر عراق محکوم شده و رسانه هاي خبري ، ايران و عراق را در کنار هم مي گذارد؛ گرچه گزارش سازمان ملل هم مغرضانه تهيه شده و ما را متهم به فشار ايدئولوژيکي عليه عراقي کرده است و درباره آنها، خشونت جسمي و شکنجه را عليه اسراي ايراني گفته است .در جلسه علني مجلس شوراي اسلامي بحث در کليات لايحه قانون بودجه سال 1364 کل کشور بود. ظهر، دو ملاقات داشتم . عصر و شب ، در دفترم ماندم . حاجيه والده که از نوق رفسنجان به تهران آمده اند، احوال شان را پرسيدم . |
+
نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 11:22 توسط فرشاد
|
در نشست مطبوعاتی که از سوی صفا سیرمن مسئول حزب جمهوریت خلق در استان کوجاالی ترکیه ترتیب داده شده بود یک عضو برجسته حزب در آن استان در اعتراض به قانون آزادی پوشش اسلامی در دانشگاهها که از سوی حزب اسلامگرای "عدالت و توسعه" و حزب ملیگرای "ملیتچی حرکت" به تأیید پارلمان رسیده بود، روسری به سر کرد!
اسماعیل اوزکار روسری ای را که همراه خود آورده بود در جلوی خبرنگاران به سر بست و گفت: " ما مخالف روسری ای که مادرانمان و خواهرانمان به سر می کنند نیستیم. ما با روسری ای که به صورت یک ابزار سیاسی در آمده و در حال ورود به ادارات و نهادهای دولتی است مخالفیم."
به نوشته گازته وطن، صفا سیرمن مسئول حزب جمهوریت خلق در استان کوجاالی نیز در این نشست گفت: "همانطور که با مایو نمی توان وارد دانشگاه شد با روسری وارد شدن به دانشگاه نیز باید ممنوع باشد"
به گزارش وبلاگ ترجمه اخبار ترکیه، حزب جمهوریت خلق به رهبری دنیز بایکال مخالف اصلی آزادی پوشش اسلامی در دانشگاههاست و آنرا زمینه ای برای متزلزل کردن پایه های دولت لائیک در ترکیه می داند. این حزب در بین مردم ترکیه بعد از حزب اسلامگرای عدالت و توسعه بیشترین هوادار را دارد. حزب اسلامگرای عدالت و توسعه یکی از اهداف خود را آزادی پوشش اسلامی در دانشگاههای ترکیه عنوان کرده بود و چندی پیش رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه گفته بود برای آزادی حجاب اسلامی در دانشگاهها 5 سال صبر کرده است و منتظر بوده است.
http://uzakyol.blogspot.com/2008/02/blog-post_21.html
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 17:40 توسط فرشاد
|
|
بعد از نماز و کمي ورزش و صبحانه و ديدن گزارش ها، به جلسه علني رفتم . بحث در کليات بودجه بود. بعد از تنفس ، به دفترم آمدم . ظهر، آقاي حسن جعفري نماينده شهر بابک آمد. از مخالفت هاي حزب جمهوري اسلامي و طرفداران امام جمعه مرحوم شهر با ايشان ، گله داشت . آقايان اسدالله بادامچيان و محمدرضا باهنر آمدند و با بودجه دولت مخالفت داشتند. خواهان تشکيل جلسات سري مجلس ، براي گفتن نظرات شان شدند.عصر، آقاي علامه سيدفضل الله از علماي لبنان آمد و اوضاع لبنان را گفت . تشکيل حکومت اسلامي در لبنان را در اين نزديکي ها بعيد مي داند، ولي به قدرت رسيدن مسلمانان را در لبنان بعيد نمي داند. آقاي چهپور مديرعامل شرکت اتوبوسراني آمد. گزارشي از شرکت واحد داد و بودجه بيشتر مي خواست . اتحاديه حلواسازان اهل جاسب ، همراه با آقاي جاسبي آمدند. پول براي کمک به جبهه ها و دانشگاه آزاد اسلامي آوردند و براي گرفتن اجازه ورود کنجد براي حلواسازي کمک خواستند. تا ساعت 8 در دفترم کار کردم. به خانه آمدم . با آقاي محمد نبي حبيبي شهردار تهران ، تلفني درباره مترو صحبت کردم که احساس پشتگرمي کند. |
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 16:14 توسط فرشاد
|
|
|
|
صبح زود به مجلس رفتم . در جلسه علني ، لايحه بودجه مطرح بود. ظهر در دفترم طبق معمول چند ملاقات داشتم . عصر هيات رئيسه جلسه داشت . شب، سران قوا مهمان رئيس جمهور بودند؛ وليمه تولد دخترشان «هïدي » را دادند. درباره اسراي عراقي ، نهضت آزادي ، توزيع و صادرات بحث کرديم . براي خواب ، به مجلس رفتم . از حال آقاي رباني املشي جويا شدم . به بيمارستان منتقل شده ؛ حالشان خوب نيست . |
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 8:39 توسط فرشاد
|
|
|
|
ساعت هفت ونيم به مجلس رفتم . ساعت هشت وچهل وپنج دقيقه ، جلسه علني آغاز شد. بودجه سال 1364 کل کشور در دستور است . ظهر، هادي يعقوبي نماينده تربت حيدريه آمد و از نيازهاي قرارگاه ثامن الائمه و احتمال خطر حمله از جانب افغانستان گفت . عصر آقاي بهزاد نبوي آمد. از کم شدن بودجه وزارت صنايع سنگين در کميسيون و جوسازي ها عليه قرارداد لوله نفت و گاز از طريق ترکيه به اروپا گله داشت . راجع به سفر به ژاپن که در آينده نزديک خواهد رفت ، مشورت کرد.
گروهي از دندانپزشکان آمدند. درباره طرح و اجازه کار به دندانسازان تجربي اعتراض داشتند. در جلسه شوراي عالي انقلاب فرهنگي شرکت کردم . درباره آيين نامه سهميه نهادها و شوراي برنامه ريزي بحث شد. به خانه آمدم . آقايان رفيق دوست و دکتر روحاني از پيشرفت کار و مقدمات عمليات راضي بودند و رفيق دوست براي مخارج جنگ پول خواست . |
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 12:8 توسط فرشاد
|
|
|
|
در منزل بودم . پيش از ظهر دکتر علفي تبريزي براي معاينه عفت و دوستانش آمد؛ من را هم معاينه کرد. قرار شد شربتي براي معده ام بدهد؛ مدعي اطلاعات وسيع در آثار گياهان است و اجازه کار گرفته . عصر شوراي سرپرستي صداوسيما جلسه داشت . درباره انجام اصلاحات در نقل اخبار، به دنبال انتقاد امام و گرفتن نظرات ايشان بحث و تصميم گيري شد.
رئيس جمهور تلفني اطلاع دادند که يک کشتي حامل نفت اعراب در خليج فارس ، زده شده . آقاي سيدمحمد هاشمي اطلاع داد که امام نظر داده اند که ائمه جمعه نبايد عضو حزب باشند؛ اگر اين خبر درست باشد، ضربه بزرگي به حزب جمهوري اسلامي وارد مي شود. |
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 14:16 توسط فرشاد
|
|
|
|
در گزارش ها مطلب مهمي نبود. جلسه علني را به آقاي يزدي سپردم . به جلسه شوراي عالي انقلاب فرهنگي رفتم . گروه هاي برنامه ريزي ستاد، در شور بود. دو، سه ساعت درباره آنان بحث شد. قرار شد از لحاظ سازماني با وزارت فرهنگ و آموزش عالي مربوط باشند، ولي يک شوراي عالي برنامه ريزي با انتخاب شوراي عالي انقلاب فرهنگي آنها را اداره و مصوبات آنها را تاييد کند و براي تصويب به شورا بياورد؛ حدود سيصد نفر هستند. در گذشته برنامه ريزي ها توسط هيات علمي دانشگاه ها انجام مي شده است و در دوران بعد از انقلاب ستاد انقلاب فرهنگي ، خودشان برنامه ريزي را به عهده گرفته بودند و امروز تعديل شد؛ وزارت با آن وضع مخالف بود.
ظهر در دفترم آقايان محمد خزاعي و ميرعباس صفوي نمايندگان رشت و فومن آمدند.جريان برخورد حزب الله رشت با آقاي احسانبخش امام جمعه رشت ، در روز 22 بهمن را گفتند؛ قبلاً هم اعضاي جهاد سازندگي ، تلفني شاکي بودند. عصر آقاي روحاني آمد. درباره عمليات آينده مذاکره کرديم و نظراتم را گفتم که براي قرارگاه ببرد. به بهداري مجلس رفتم؛ براي عکس گرفتن از دستم که مدتي است درد دارد. دکتر جزايري دستگاه عکسبرداري را از بيمارستان فيروزگر آورده بود. تا ساعت هشت شب در دفترم کارکردم .تلفني ، با رئيس جمهور، درباره خريد هواپيماهاي اف ـ 4 صحبت کرديم .
با نخست وزير هم درباره اولويت دادن به کارکنان کارخانه ها در فروش کارخانه هاي دولتي و تامين کسري هاي بودجه سال گذشته مذاکره شد. شب براي ديدن آقاي رباني املشي به منزل شان رفتم . ديروز از بيمارستان به منزل آمده است، حال شان خوب نيست . به منزل آمدم . خانواده شهيد علم الهدي ، مهمان عفت بودند. درباره کاروان زينب، توضيحاتي دادند. |
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 16:24 توسط فرشاد
|